العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

180

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و ابا عثمان حسين بن حرث خزاعى گفته : شنيدم فضيل بن عياض ميگفت : داناى آموزنده در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده شود . و روايت شده كه مورچه‌اى كه با سليمان عليه السّلام گفتگو كرد برايش يك دانه هديه برد و وى عليه السّلام آن را در مشت نهاد و آن مورچه گفت : نبينى كه مال خدا هديه برديم سويش * و گر بىنياز است از آن ميپذيرد اگر هديه باشد به قدر بزرگيش * بود كاست دريا و در آن نگيرد ولى هديه آريم سوى محبّان * كه از ما پسندد و شكرش ببيند و اين نيست بهر بزرگى و رادى * و گر نه نداريم چيزى كه ويرا بماند سليمان عليه السّلام گفت : خدا شما را بركت دهد و از اثر دعايش مورچه بيشتر آفريده‌هاى خدا است و روايت است كه مردى از مأمون درخواست كه بايستد براى شنيدن از او و نايستاد ، گفت : يا امير المؤمنين خدا سليمان بن داود عليه السّلام را براى شنيدن سخن مورچه باز داشت ، و من نزد خدا از مورچه كمتر نيستم و تو نزد خدا بزرگتر از سليمان عليه السّلام نيستى ، مأمون گفت : راست گفتى و ايستاد سخن او را گوش داد و نيازش را برآورد . و فخر الدين رازى در تفسير قول خدا تعالى حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ تا آخر آيه 18 - النحل گفته : وادى نمل در شام است و مورچه بسيار دارد ، اگر گويند : چرا واژه على آورده ؟ گويم از دو راه : 1 - از سوى بالا آمدند و حرف استعلاء آورده . 2 - مقصودش اينست كه همه وادى را تا پايان در نور ديدند و اين عبارت چنين معنا دهد ، مورچه اين سخن را گفت و دور از باور نباشد ، زيرا دانش و سخنورى براى مورچه شدنيست ، و خدا هم بر هر شدنى توانا است ، و از قتادة حكايت است كه بكوفه آمد و مردم گردش را گرفتند و گفت : از هر چه خواهيد بپرسيد ، ابو حنيفه كه پسرى نوجوان بود حاضر بود گفت از او بپرسيد مورچه سليمان عليه السّلام نر بود يا ماده